آن سفر کرده

شهید جاوید الثر مجید کربلایی

دبیرستان رفتن مجید
نویسنده : زینت کربلایی اسمعیل - ساعت ٩:۳٤ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٧ آذر ۱۳۸۸
 

یک روز غروب من داشتم کتلت سرخ می کردم که مجید از بیرون آمد تکه ای نان برداشت و کنار من ایستاد و نانش را به طرف من گرفت و با زبان بی زبانی از من کتلت خواست و من گفتم : برو آدم اینقدر دله نمی شه و او هم سرش را پایین انداخت ورفت .مادرم جریان را متوجه شد مجید را صدا کرد و نانش را گرفت و دو تا کتلت لای نان پیچید و داد دست مجید .مجید هم ابرو هایس را برای من بالا انداخت که یعنی حالت گرفته شد و من به مادرم اعتراض کردم که از وقتی شروع کردم کتلت سرخ کنم دو تا دادی به شوهر جونت .دوتا هم دادی مجید .هرکی بیاد دو تا بخوره تمام میشه و دو باره باید درست کنم .مادرم گفت پسر بچه است دلش می خواد تازه من همیشه به او لقمه می دهم و او عادت داره .تو هم حرص نخور غذا زیاده کم نمیاد .

اما من خیلی ناراحت شدم که چرا مادرم اینقدر به مردهای خانه اهمیت می

دهد واگر ما بخواهیم بخوریم به ما می گوید دختر نباید دله باشد خوب نیست.

حالا که سال هشتاد و هشت است و حدودبیست و هشت سال است که مجید مفقود شده است وهر وقت کتلت درست می کنم یاد او می افتم و ناراحت می شوم .اگر می دانستم که یک روز بزرگ ترین آرزویم آمدن مجید است و دعای همیشگی ام آمدن خبری از اوست .کتلت که هیچ جانم را هم اگر می خواست فدایش می کردم .یادش بخیر و روحش شاد.

شهید محسن کربلایی برادرمان هم معلم رزم مدارس شده بود و عضو سپاه بود .بسیج دانش آموزی را ابتدا او بنیاد گذاشت و به دانش آموزان درس رزم می داد .در صبحگاه مدارس با بچه ها تمرین نظم می کرد و از جلو نظام و به چپ چپ و به راست راست با آنها کار می کرد و شعار می داد .

نوار یک روز کار محسن را دارم که با بلند گو شعار می دهد و دانش آموزان با چه شوری پاسخ می دهند .

افراد آماده             آماده ایم فرمانده

افراد روحیه          عالیه فرمانده

افراد خمینی          رهبر ماست فرمانده

افراد امریگا         دشمن ماست فرمانده

یک دو سه چهار (و بچه ها محکم به زمین پا می کوبیدند و جواب می دادند )

بسم الله بسم الله

درود بر روح الله

رزمنده حقیقی  که رهبرش روح الله ست

مدافع اسلام است  مدافع قرآن است

و خلاصه خیلی شعار های دیگر و بچه ها عاشق این برنامه صبحگاهی بودند . بعد هم محسن کم کم به دانش آموزان آموزش دفاع می داد تا بتوانند هنگام پیشروی دشمن  دانش آموزان بتوانند از خود دفاع کنند.

محسن انجمن اسلامی سلمان را پایه گذاری کرد و کار تبلیغات را برای گروه جوان آغاز کرد .کلاس های قران و احکام و یادگیری فنون رزم و کمکهای اولیه را در مسجد آموزش می دادند .


 
comment نظرات ()